استراتژی های معاملاتی فارکس

علت شکست برخی از استراتژی های معاملاتی

سرمایه‌گذاری در بورس به یکی از روش‌های پرطرفدار سرمایه‌گذاری تبدیل شده است و افراد زیادی برای کسب سود و پس‌انداز به دنبال شناخت اصول و روش‌های درست سرمایه‌گذاری در این بازار هستند. یادگیری اصول و مفاهیم بازارهای مالی، مزایا و معایب و ویژگی‌های آن، قبل از شروع سرمایه‌گذاری می‌تواند بسیار راهگشا باشد. یکی از آن مفاهیم شاخص بورس است که ممکن است در اخبار شنیده باشید که برای مثال امروز شاخص بورس منفی یا مثبت بود، یا شاخص به دنبال شکست مقاومت 1300 هزار واحد است.

بازار سرمایه و دلایل شکست سرمایه گذاران

کسب درآمد از طریق سرمایه گذاری در بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار آرزوی همه سرمایه گذاران است. علاوه بر این، سرمایه گذاران رویای این را دارند که بتوانند بدون از دست دادن سرمایه ی خود این کار را انجام دهند. با این حال، برخی از اشتباهات ناشی از ناآگاهی و خصوصیات شخصی، سرمایه گذاران را ناموفق می کند.

به خصوص کسانی که قبلاً سرمایه گذاری را تجربه نکرده اند، در آغاز با مشکلات زیادی روبرو هستند. برای داشتن یک فرآیند موفق، سرمایه گذار مسئولیت هایی را بر عهده دارد که باید رعایت کند.

در مورد سامانه تحلیل بازار بیشتر بدانید.

حال، اجازه دهید جزئیات مربوط به شکست در سرمایه گذاری را بررسی کنیم.

چه عواملی سرمایه گذاران را به سمت شکست سوق می دهد؟

چه عواملی سرمایه گذاران را به سمت شکست سوق می دهد؟

قبلاً اشاره کردیم که سرمایه گذاری کار ساده ای نیست. این دلایل زیادی دارد. اگرچه بیشتر آنها ناشی از اشتباهات شخصی سرمایه گذار است. اما برخی شرایط غیر ارادی نیز ممکن است دلیل شکست باشد.

تجارت بدون برنامه ریزی:

یکی از بزرگترین اشتباهات انجام شده توسط سرمایه گذاران این است که آنها بدون برنامه ریزی تجارت می کنند و استراتژی های سرمایه گذاری خود را کاملاً براساس داده ها، نظرات و تجزیه و تحلیل های روزانه تعیین می کنند.

عدم تجزیه و تحلیل:

سرمایه گذاران نمی توانند آنچه ممکن است در بازار با آن روبرو شوند را پیش بینی کنند. با این حال، با تجزیه و تحلیل خوب، مهارت های پیش بینی بهبود می یابد و چگونگی پیشرفت قیمت ها می تواند کم و بیش پیش بینی شود. البته سرمایه گذاران باتجربه این کار را انجام می دهند.

تصمیم گیری بر اساس غرایز انسانی:

هرگونه تصمیم سرمایه گذاری نباید به طور ناگهانی گرفته شود. زیرا روانشناسی و غرایز انسانی مهمترین عواملی هستند که مردم را به اشتباه سوق می دهند. هنگامی که جاه طلبی برای کسب سریع پول به این موارد اضافه می شود، شاهد آن هستیم که تصمیمات فوری در بازارهای سرمایه گذاری گرفته می شود. این یک واقعیت انکارناپذیر است که منجر به ناامیدی بیشتر آنها خواهد شد.

هدف گذاری نا مشخص:

هدف اصلی یک شخص برای شروع تجارت در بازارهای سرمایه گذاری کسب سود است. فرد همچنین می خواهد بدون متحمل شدن خسارت مالی، تجربه کسب کند. تعیین هدف از ورود به بازارها از نظر اهمیت در وهله اول قرار دارد. در غیر این صورت، مردم با خطر بسیار بزرگی روبرو می شوند.

یک سرمایه گذار جدید باید برنامه تجارت خود را تحت سه عامل اصلی برنامه ریزی کند.

گرایش به معاملات

مدیریت پول

روش انتخابی و روانشناسی

روش انتخابی و روانشناسی

بسیاری از افراد بر روی روش انتخابی تمرکز دارند. بسیاری از افراد عناصری مانند گرایش به معامله، مدیریت پول و روانشناسی را نادیده می گیرند. در حقیقت، بزرگترین دلیل شکست سرمایه گذاران در این عناصرِ نادیده گرفته شده نهفته است.

نادیده گرفتن روانشناسی بازار سرمایه:

تقریباً در همه جا ذکر شده است که روانشناسی عامل مهمی در سرمایه گذاری ماست. در واقع، روانشناسی سرمایه گذاران نتیجه را بسیار تحت تأثیر قرار می دهد.

با این وجود، پذیرفتن اهمیت روانشناسی در بازار برای سرمایه گذاران دشوار است. بنابراین آنها دائماً به روش، ورودی ها، داده ها و سیستم های معاملاتی روی می آورند. مهم نیست که شما برای انجام یک تجارت موفق چه کسی و در چه موقعیتی هستید. شما باید یک طرح تجارت واقع بینانه در دست داشته باشید و مطمئن شوید که این برنامه برای شما مناسب و منحصر به فرد است.

در مورد نرم افزار سهام بیشتر بدانید.

شروع سرمایه گذاری بدون برنامه:

وقتی از بازرگانان ناموفق سوال می شود که آیا برنامه معاملاتی دارند یا خیر، متوجه می شوید که بیشتر آنها بدون برنامه شروع می کنند.

این واقعیت که معامله گران موفق یک طرح معاملاتی دارند، در حالی که معامله گران ناموفق به طور تصادفی آن را دنبال می کنند، در واقع این موضوع را به خوبی بیان می کند.

در مورد شبکه اجتماعی بیشتر بدانید.

عدم یادداشت برداری:

داشتن کاغذی که بتوانید از نظر جسمی بتوانید آن را لمس کنید، در حالی که معامله شما ادامه دارد، قوانین و اصول روی آن نوشته شده است سودمند خواهد بود. به این ترتیب، تمام کارهایی که شما باید انجام دهید در حالی که روند ادامه دارد، اعمال این قوانین است. این به شما این امکان را می دهد که به راحتی در پیگیری معاملات خود موفق باشید.

کسانی که طرح سرمایه گذاری را به صورت مکتوب درج می کنند یک سند واقعی و قابل لمس در دست دارند و خطر شکست را نیز کاهش می دهند.

بیشتر تازه واردان به بازارهای سرمایه گذاری مانند بازار سهام هنوز برنامه سرمایه گذاری ندارند. این امر منجر به تصمیمات ناسالم و ضرر و زیان می شود.

در مورد افزایش سرمایه بیشتر بدانید.

از دست دادن مداوم پول باعث دو عامل می شود:

فرد کاملاً از بازارهای سرمایه گذاری دور شود یا به همان ابتدا برگردد و همه چیز را از ابتدا شروع کند و بهترین ها را بیاموزد.

اگر برنامه ای ندارید که در روند سرمایه گذاری به آن وفادار باشید هیچ وقت نمی توانید موفقیت را تضمین کنید. زیرا تمام عناصر فوق الذکر شکست شما را به همراه دارند.

برای جلوگیری از یک وضعیت منفی، چه یک سرمایه گذار جدید باشید و یا با تجربه، باید از همان ابتدا برنامه تجارت خود را ایجاد کنید. نباید در مورد تصمیمات گرفته شده غریزه را به کار بگیرید.

پایبندی به استراتژی، رمز موفقیت در بازارهای مالی

معامله گران همواره با هدف کسب موفقیت وارد بازار می شوند و سودای ثروت در سر دارند و برای آن برنامه ریزی می کنند ولی نکته مهم آن است که درصد کمی از افراد روی برنامه خود کار کرده اند و به آن پایبند هستند و در پی شکست به دنبال استراتژی جدید دیگری می روند در حالی که این اشتباه محض است.

بی شک پیشرفت و کسب توفیق روزافزون از آرزوهای هر جامعه ای است که در هر علت شکست برخی از استراتژی های معاملاتی یک از آحاد آن جامعه وجود دارد. این مسئله از پایین ترین واحد جامعه یعنی فرد تا بالاترین واحد علت شکست برخی از استراتژی های معاملاتی اجتماعی که همان جامعه است مشاهده می شود. انسان بی رویا تنها جسمی است که در این کره خاکی زندگی می کند و تخیل و رویا است که می تواند آینده فرد را بسازد و به فعالیتهای او جهت و معنی بدهد .

به گزارش پایگاه خبری بازار سرمایه(سنا)، در قرن حاضر بر خلاف گذشته به رویا و آرزو، بهای خاصی می دهند چراکه آن را جرقه ای در راستای بهبود زندگی فردی می دانند در حالی که در گذشته آن را جنبه ای از بیماری مانیا (نوعی بیماری روانی) می دانستند و هر فردی را که به آن مبتلا بود را از گروه مجنون می پنداشتند که از عالم واقعیت بریده و به توهمات مبتلا شده است. امروزه در اولین کلاسهای انگیزشی از فرد خواسته می شود رویاهای خود را بی پرده مطرح کند که رنگ تخیل و آرزو نیز دارد و روی آنها با تجسم سازی کار کند .

این مسئله شرط لازم موفقیت است ولی شرط کافی نیست. شرط کافی برنامه ریزی و پایبندی به آن برنامه برای حصول به آن هدف است. به طور مثال در تاریخ اقتصاد ایران همواره دستیابی به رشد بالای اقتصادی همیشه مطرح بوده است ولی بر خلاف برنامه ریزی های گوناگون هیچگاه به این هدف دست نیافته ایم چرا؟ به دلیل نداشتن استراتژی های مختلف و برخورد سلیقه ای با آنها. ما علت شکست برخی از استراتژی های معاملاتی هنوز استراتژی مشخص صنعتی پایداری نداریم در حالیکه با نگاهی به کشورهای موفق اقتصادی درمی یابیم که انها علت شکست برخی از استراتژی های معاملاتی برنامه مشخصی را پیاده سازی کرده اند و در طول زمان به آن پایبند بوده اند و هرگاه با چالشی در آن روبه رو شده اند به جای تغییر کل برنامه اصلاحاتی را در آن انجام داده اند ولی کلیت برنامه هنوز وجود دارد و از آن تبعیت می شود .

همین داستان در مورد معامله گری بازارهای مالی وجود دارد. معامله گران همواره با هدف کسب موفقیت وارد بازار می شوند و سودای ثروت در سر دارند و برای آن برنامه ریزی می کنند ولی نکته مهم آن است که درصد کمی از افراد روی برنامه خود کار کرده اند و به آن پایبند هستند و در پی شکست به دنبال استراتژی جدید دیگری می روند در حالی که این اشتباه محض است.

این مسئله ما را از موفقیت دور می سازد چراکه آگاهی با یک روش جدید و فوت و فن آن نیازمند صرف زمان و پول است که باعث اتلاف منابع مالی و زمانی می شود .

چاره چیست؟ آیا باید به دنبال خرید استراتژی بود . قطعا خیر. این یکی دیگر از اشکالات معامله گری است اگر قرار بود استراتژیها کپی شوند و همه موفق باشند پس امروز 90 درصد معامله گران موفق و فقط 10 درصد شکست خورده بودند .

حقیقت این است که بازار مالی از سه رکن مدیریت سرمایه، روانشناسی بازار و تحلیل تشکیل شده است و هر کدام وزنی از فعالیت معامله گری فرد را در برگرفته است و نکته دقیقا همین جاست که این علت شکست برخی از استراتژی های معاملاتی سه رکن در هر فردی بسته به میزان سرمایه،اصول روانی و … متفاوت است و نمی توان یک نسخه واحد را برای همه تجویز کرد. هر فردی باید بداند که کار در بازارهای مالی نیازمند سالها آموزش و تمرین دارد تا استراتژی خود را پیدا کرد. باید روی دو بخش روانشناسی فردی و دانش تحلیل ابتدا کار کرد و بعد بهترین روش را پیدا کرد .

بدون طی کردن این مراحل کسب موفقیت محال است و در صورت کسب بازده ،این پول صرفا بر اساس شانس صورت گرفته است که پایدار نخواهد بود.زمانی که استراتژی مشخص شد سپس باید پایبندی به آن را تمرین کرد. نباید با اولین شکستها نتیجه گرفت این استراتژی بی فایده است . یادمان باشد هیچ استراتژی موفقیت 100 درصد ندارد و مهم آن است که جمع جبری موفقیتهای مالی مثبت باشد .

باید استراتژی خاص خود را داشت و آن را اصلاح کرد. یک استراتژی باید بداند چرا می خواهد وارد معامله شود (امکان برآورد سود نسبت به ریسک)، برای کسب آن فایده حاضر است چقدر ریسک متحمل شود(حتما میزان سود مورد انتظار باید بیش از تحمل ریسک باشد)علت شکست برخی از استراتژی های معاملاتی ، در چه مدت زمانی قصد معامله کردن دارد (با استراتژیهای کوتاه مدت نمی توان در مدت زمان طولانی معامله کرد)، در صورت برخورد با مشکل در طی معامله چه باید انجام دهد و نهایتا چه زمانی خارج می شود .

اگر یک استراتژی نتواند حتی به یکی از این سوالات پاسخ دهد قطعا موفقیتی در کار نخواهد بود. این مسائل را می تواند خود فرد طی زمان به دست آورد یا آنکه با کمک یک متخصص استراتژیست بازار آن را عملی سازد. یادمان باشد راز موفقیت بی قراریها و کلافه شدن های مکرر در بازار است و تا زمانی که این مراحل را طی نکنیم موفقیتی در کار نخواهد بود .

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا